تبليغاتX
science
مطالب متفرقه در زمينه علمي
چشم مورچه‌ها بر اساس شغلی که دارند متفاوت است
زیست شناسان استرالیایی دریافتند که مورچه های گاوی برپایه شغل و نقش اجتماعی که دارند از چشمهای متفاوتی برخوردارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان دانشگاه ملی استرالیا در بررسیهای خود نشان دادند که از میان مورچه های گاوی ترسناک گونه ای بسیار سمی که تنها در آسیا و استرالیا زندگی می کند وجود دارد که نوع کارگر آن مجهز به چشمی با قدرت دید شبانه و نوع بالدار آن دارای چشمی هستند که توانایی دیدن در طول روز را دارد.

این تحقیقات به دو نتیجه مهم دست یافت که اولی نشان می دهد در ساختار چشم افراد یک گونه از حشرات و در همان کلونی، تفاوتهای بزرگی وجود دارد و دوم اینکه تفاوتهای چشم این حشرات برپایه وظیفه و شغلی که دارند و اینکه در چه ساعاتی از شبانه روز این وظایف را انجام می دهند دسته بندی می شود.

کلونی مورچه های گاوی محتوی سه نوع طبقه اجتماعی است که شامل مورچه های ماده کارگر که روی زمین کار می کنند و وظیفه آنها پیدا کردن غذا است، مورچه های بارور که برای یک دوره کوتاه پرواز می کنند و بعد در یک آشیانه تاریک تا 15 سال به عنوان ملکه زندگی می کنند و مورچه های نر بارور بالدار که در یک دوره کوتاه برای پیدا کردن ملکه ای که با آن جفتگیری کنند پرواز می کنند و بعد می میرند.

زیست شناسان از مدتها قبل به دنبال درک این مسئله بودند که چگونه یک کلونی مورچه ها که اعضای آن از نظر ژنتیکی یکسان هستند می توانند اشکال فیزیکی تا این حد متفاوتی داشته باشند. اکنون این دانشمندان دریافتند که نه تنها شکل ظاهری بلکه ساختار چشم این مورچه ها نیز براساس نوع وظیفه ای که به عهده دارند می تواند تفاوتهای بسیار زیادی داشته باشد.

این محققان به منظور دستیابی به این نتایج چهار گونه مختلف از مورچه های گاوی که در جنگلهای اوکالیپتوس زندگی می کنند را مورد بررسی قرار دادند.

این محققان ساعتهایی از روز و شب را ثبت کردند که در آنها هر یک از اعضای این سه طبقه اجتماعی به صورت مجزا فعالیت می کردند. سپس ساختار میکروسکوپی چشم این سه طبقه اجتماعی را مورد بررسی قرار دادند.

این نتایج نشان داد که "رابدوم" ساختاری در چشم که نور را جمع آوری می کند در مورچه هایی که در شب فعالیت می کنند بسیار بزرگتر است. چشم این مورچه ها 360 درجه می بیند و از لنزهایی تشکیل شده است که همانند پنجره های مجزایی می بینند.

مورچه های کارگر که بیشتر زمان خود را در روی زمین می گذرانند لنزهای کمتر اما بزرگتری دارند که برای دیدن از نزدیک بسیار مناسب است.

براساس گزارش PhysOrg، مورچه های بالدار نر لنزهای کوچکتری دارند که همدیگر را همپوشانی کرده و دیدن اجسام در حرکت را امکانپذیر می کنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 8:7 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

شاهنشاهي بزرگ ساساني نزديك به نيمي از يك هزاره را بر ايران و بسياري از كشورهاي جهان فرمان راند. نزديك به ٣٥ شاه در اين فرمانروايي تاج بر سر نهادند كه نام دو زن نيز در ميان آنها ديده مي‌شود؛ «آذرميدخت» و «پوراندخت» كه هر دو از دختران خسرو پرويز بودند.
پوران‌دخت بر پايه‌ي آن‌چه تاريخ‌دانان يوناني نوشته‌اند در ٢١ مه سال ٦٣٠ ميلادي‌(١٣٨١ سال پيش) و پس از كشته شدن سپهبد شهربراز، شاه ايران شد. آغاز شهرياري وي برابر با روزهاي پاياني خلافت ابوبكر و شروع خلافت عمر بود.
در تاريخ از اين پادشاه به نيكي ياد شده است. او را به معناي راستين واژه، مي‌توان يك  انسان ميهن‌دوست ناميد، آنجا كه مي‌گويد: «پادشاه چه زن باشد چه مرد بايد سرزمينش را نگه دارد و به داد رفتار كند.»
پوران‌دخت به خوبي مي‌دانست كه براي برگرداندن آرامش به شاهنشاهي ايران كه چندي بود با كشته شدن پدرش، خسرو‌پرويز، از آن رخت بر بسته بود، بايد اصلاحات بزرگي را آغاز كرد. براي همين سياست‌هاي داخلي و خارجي تازه‌اي را در پيش گرفت تا شايد شهرياري ايران را از فروپاشي رهايي بخشد. از كارهاي وي مي‌توان موارد زير را نام برد:
١) امضاي پيمان آشتي با روم شرقي در سالمه‌(:تاريخ) ٢٥ دسامبر سال ٦٣٠ ميلادي؛ تا با پايان دادن به جنگ با آن شاهنشاهي، زماني براي اصلاحات داخلي به‌دست آورد.
٢) براي كم كردن از نيروي سران ايالت‌‌ها كه اختيارات تازه‌اي براي خود درست كرده و حتا سكه ضرب كرده بودند و همچنين از ميان بردن اختلاف‌هاي طبقاتي، دستور رعايت عدالت، بخشيدن ماليات‌هاي برجاي‌‌مانده و لغو برتري‌هاي  طبقاتي و اختيارات اضافي  فرمانداران را صادر كرده و سكه‌ي ملي ضرب كرد.
٣) برگرداندن صليب مقدس حضرت عيسا به اورشليم كه آن را خسرو پرويز به غنيمت گرفته و سال‌ها شوند(:سبب) جنگ ميان ايران و روم شده بود.
٤) به پادافره رساندن دست‌اندركاران كودتاهاي گوناگون در دربار و نيز آناني كه اردشير سوم را كشته بودند.
٥) دستور نيك‌رفتاري با كشاورزان و نيز بازسازي همه‌ي پل‌هاي سراسر شاهنشاهي.
برخي منابع ساخت آتشكده‌اي به نام «استينا» و نيز ساختماني در قهستان يزد را به وي نسبت مي‌دهند كه امروزه هنوز اين مكان، «توران پشت» ناميده مي‌شود.
منابع بسياري او را ستوده‌ و درباره‌ي رفتار و كردار نيك وي سخن‌ها گفته‌ و از تيزهوشي و دانايي وي ياد كرده‌اند. وي براي پيشگيري از يورش تازيان و سركوب آنان پيش از آن‌كه آسيب بيشتري برسانند سپاهي بزرگ را گرد آورده و به جنگ با تازيان فرستاد اما شوربختانه در همان روزها به شوند(:دليل) بيماري در كاخ مداين درگذشت و كارش ناتمام ماند. زمان شهرياري وي را يك سال و چهار ماه، نوشته‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

این کامل ترین تصویری است که بشر تا حال حاضر از جهان هستی به دست آورده است. حاصل ۱۰ سال جمع آوری اطلاعات یک تصویر سه بعدی است که شامل ۴۳ هزار کهکشان است و تا ۳۸۰ میلیون سال نوری گسترش دارد. ‏

جهت گیری سه بعدی کهکشان ها و اجرام آسمانی نیز در این نقشه مشخص شده بنابراین با اطلاعات خام موجود می توانید یک نسخه سه بعدی از جهان را هم تولید کنید. هر چند شاید نقشه ده سال دیگر چندین برابر شده باشد. چرا که احتمالا هنوز اطلاعات ما از جهان هستی بسیار ناکامل است. اما فعلا تا ۴۳ هزار کهکشان بعدی را بلدیم! ‏



اگر می خواهید بدانید ما کجا هستیم باید بدانید که کهکشان راه شیری تقریبا یک نقطه کوچک در وسط های نقشه محسوب میشود. فکر منظومه شمسی را هم نکنید چون که خیلی کوچک تر از آن است که در این تصویر قابل دیدن باشد. ‏
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

دانشمند جوان ایرانی، با تصدی بر کرسی استادی دانشگاه پرینستون- جایگاهی که پس از انیشتین در اختیار فرد دیگری قرار داده نشد- دنیا را با این سوال مواجه کرده است که آیا انیشتین بعدی، یک ایرانی خواهد بود؟

نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است. این کرسی از سال 1933 تا 1955 در انحصار آلبرت انیشتن بوده است.

پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایش ها را بر عهده داشته باشد.
تلاش نظریه ابر ریسمان که اخیرا اعلام شده، در این است که توضیح دهد ذرات، کوچکترین ماده تشکیل دهنده مواد نیستند بلکه حلقه های مرتعشی که ریسمان نامیده می شوند، کوچکترین بخش به حساب می آیند.

دکتر ارکانی با تکمیل این نظریه عقیده دارد که این ریسمان ها در 11 بعد در حال ارتعاش هستند که ما فقط 3 بعد از آن را می توانیم مشاهده کنیم، وجود بعد دیگری هم به نام بعد زمان به اثبات رسیده و تا به امروز در مورد 7 بعد دیگر توضیح کاملی ارائه نشده است.

ارکانی به همراه دو فیزیک دان دیگر به نام های دیموپلوس (Dimopoulos) و والی(Dvali) در مورد این ابعاد نظریه ای ارائه کرده اند که می گوید این ابعاد بزرگتر از آن چیزی هستند که تاکنون تصور می شود و از آن جایی که تنها نیروی گرانش بر آنها اثر می گذارد، قابل دیدن نیستند.

تئوری دکتر ارکانی که به همراه دو فیزیکدان دیگر معرفی شده به عنوان مدل ADD، (Arkani-Dvali-Dimopoulos) شناخته می شود.

اکنون ارکانی و همکارانش امیدوارند بتوانند به کمک شتاب دهنده هاردن (LHC) مدل خود را اثبات کنند. اثبات این نظریه می تواند تحول بسیار بزرگی در فیزیک ذرات به وجود بیاورد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

گوزنهای قطبی تمام جهان را در نور فرابنفش می بینند، توانایی که یافتن غذا و گریختن از چنگال شکارچیان را برای آنها ساده تر خواهد کرد..

به گزارش خبرگزاری مهر، بیشتر پستانداران از جمله انسان برای دیدن جهان اطراف خود از بخش مرئی نور که طول موجی کوتاهتر دارد استفاده می کنند، اما این شرایط برای گوزنهای قطبی مشابه نیست.

"گلن جفری" از دانشگاه کالج لندن با انجام مطالعاتی اعلام کرد این جانداران تمامی جهان را در نور فرابنفش می بینند سطح زمین در قطب شمال در حدود 90 درصد از نور فرابنفشی که دریافت می کند را بازتاب می دهد، ویژگی که دانشمندان را بر آن داشت تا بر روی میزان انطباق یافتن گوزنهای قطبی با این سرزمین غنی از فرابنفش مطالعه کنند.

به گفته محققان، از زمانی که گوزنهای قطبی در حدود 10 هزار سال پیش به این منطقه مهاجرت کرده اند، با سرعتی باورنکردنی خود را با شرایط وفق داده اند.

محققان برای آزمودن این توانایی در گوزنها، نور چراغهای LED را در طول موجهای مختلف در معرض دید 18 گوزن قطبی که از پیش بی حس شده بودند، قرار دادند تا در نهایت بتوانند واکنش اعصاب چشم این جانداران را متناسب با نور دریافت شده، با کمک الکترودهایی به ثبت برسانند. نتایج این آزمایش نشان داد چشم تمامی این 18 گوزن در برابر نور فرابنفش از خود واکنش نشان داد.


دانشمندان با استفاده از یک دوربین فرابنفش فضای قطب شمال را مورد بررسی قرار داده و دلیل این رویداد را توضیح دادند. دانشمندان با استفاده از این دوربین دریافتند گلسنگها که منبع اصلی غذای گوزنهای قطبی به شمار می رود و فضولات شکارچیان این جانداران به شدت نور فرابنفش را به خود جذب می کنند و در دید گوزنها، در پس زمینه سفید رنگ برفی به رنگ سیاه دیده می شوند.

به گفته محققان چشم اغلب پستاندارن با نور فرابنفش سازگاری ندارد، زیرا این نور به اندازه ای انرژی دارد که می تواند گیرنده های حساس چشم آنها را تخریب کند و منجر به از بین رفتن قدرت دید آنها شود. برای پیشگیری از وقوع چنین رویدادی پدیده ای به نام "برف کوری" رخ می دهد: قرنیه چشم در برابر نور فرابنفش تابیده شده از برف واکنش نشان داده و به صورت موقت بسته می شود تا از ورود مقادیر زیاد این نور به درون چشم و سوختن شبکیه جلوگیری کند.

بر اساس گزارش بی بی سی، این در حالی است که حیواناتی که ساکن قطب هستند، هرگز دچار "برف کوری" نمی شوند و از این رو انتظار می رود این جانداران برای محافظت از شبکیه چشمهای خود از سیستم کاملا متفاوتی برخوردار باشند، یا اینکه توانایی جذب نور فرابنفش و دیدن در این نور را داشته باشند

+ نوشته شده در  شنبه 7 خرداد1390ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 


اونتاش گال پادشاه سرزمین ایلام ( نام قدیم سرزمین ایران ) در 1265 سال پیش از میلاد ، دو فرزند داشت به نامهای تیس و کوپان این دختر و پسر که دو قلو بودند همواره بر سر تواناییهای خویش جنگ و ستیز داشتند .

پدر یک دوره مسابقات ورزشی بین این دو برگزار نمود . پس از آن مسابقه پادشاه اونتاش گال بر آن شد این کار را به شکل بسیار گسترده تری انجام دهد و از این رو در همان محل که امروزه به نام تیس کوپان ( در نزدیکی بندر چابهار ) شهرت دارد مسابقات جهانی تیس کوپان را هر ساله برگزار می نمود یعنی 291 سال پیش از مسابقات المپیک در یونان .
نکته مهم این است که این مسابقات ۷۱۵ سال یعنی تا پایان دودمان مادها در ایران ادامه یافت .

مسابقات تیس کوپان ( 1265 تا 550 پیش از میلاد مسیح )
اونتاش گال پادشاه ایران که در آن زمان ایلام نامیده می شد و حکومتش از شهر نیمروز (در افغانستان کنونی ) بود تا رود دجله ، پس از رسیدن به قدرت در سال 1265 پیش از میلاد دو کار بزرگ انجام داد اول آنکه شهری جدید به نام اونتاش بنا کرد و در آن زیگورات برپا ساخت ، دیگر آنکه مسابقات و آوردهای ورزشی برگزار می نمود که ورزشکاران از خاور و باختر جهان به تیس کوپان ( محلی در نزدیکی چابهار کنونی ) می آمدند تا آورد جانانه ایی را برگزار نمایند .
مسابقات تیس کوپان در سرزمین ایران باستان 291 سال پیش از مسابقات المپیک در یونان برگزار می شد . و البته نکته اساسی در اینجا این بود که مسابقات تیس کوپان صرفا ورزشی بود اما در بازیهای المپیک یک جشن مذهبی بود که برای ادای احترام به زئوس (پادشاه خدایان یونان) در صحن مربوط به او برگزار می‌شد . و شرکت کنندگان آن مسابقات همه اهل شهر آتن بودند و حتی در حد کشور یونان هم نبود . اینجاست که به سخن ارد بزرگ اندیشمند برجسته بیشتر پی می بریم که : ایران زایشگاه تمدنهاست .
آوردهای تیس کوپان هر سال در فصل پاییز از پانزده مهر آغاز و تا سوم آبان ماه ادامه می یافت . باستانشناسان معتقدند پایان فصل تابستان و کشاورزی باعث می شد همه با خیالی آسوده در این مسابقات شرکت کنند این آوردها در نه دسته ، در رشته های کشتی ( تنها برای مردان ) ، تیر و کمان (زنان و مردان ) ، شنا ( فقط مردان )، چوگان (مردان و زنان ) و شمشیربازی ( تعدادی از شمشیر های چوبی آن مسابقات امروزه از تپه باستانی تیس کوپان بدست آمده ، شمشیر بازی هم برای زنان و هم مردان بود است ) ، وزنه برداری ( فقط برای مردان و به شیوه ای خاص ) ، دو ( زنان و مردان ) ، اسب دوانی ( مردان و زنان ) و پرتاب نیزه ( مردان و زنان ) برگزار می شد .
جوایز تنها به نفرات نخست داده می شد البته جوایز آن آوردها در نوع خود بی نظیر بوده است چرا که به هر یک از قهرمانان صدفی پر از مروارید اهدا می گشت صدف ها را از جزیره لاوان می آوردند .
* تیس کوپان را به این شکل هم می نویسند طیس کوپان
+ نوشته شده در  شنبه 7 خرداد1390ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

آستانه بردباری ایرانی

دوستان و اندیشمندان ایران دوستم؛

با آگاهی از اینکه " شورای همکاری شاخاب پارس " که بهتر است بگوییم " شورای همکاری تازیان ایران ستیز" جدای از فرامون سیاسی و رنگ بندی های داخلی، اندیشه های دیگر سرزمین ها را همچون دیگر زمان ها بر این سرزمین بر انگیخته تا از آبی که برایشان گل آلود شده و خود را در حال غرق شدن می بینند برای رهایی از نابودیشان تخته نجاتی را جستجو می کنند که خود را آویزانش کرده و به زیر آورده و چه بسا پا بر سرش بگذارند، اکنون نیز آغاز به فرافکنی هایی نموده اند که  این بار نیز بر آنم تا  " چرا " هایی را با شما دوستان نیک اندیش و همراهان همیشگی در میان بگذارم .

این پرسشی است که  ذهن و اندیشه هر ایرانی وطن دوست را در برابر هجمه ها و سخنان اوباش گرایانه و لمپنیزم بیگانگان می آزارد و او را به واکنشی فکری و اندیشه ای وا می دارد که چگونه باید در برابر این ناسزاگویی ها و بی حرمتی های تازیان ؛ رویارویی و مقابله نمود و تا کی باید در اعتراض به این بداخلاقی های فرامرزی و بین المللی و بی ارزش نمودن  کرامت و منزلت ایران وایرانی،  تنها وتنها نوشتار و راهکار روی آوری کرد؟

چرا آمارمندان (مسئولین) عالیرتبه  این آب وخاک باید به گوشزد نمودن و بیانیه های تکراری و نخ نما شده، که هیچ گونه کارایی در درمان آن ندارد بسنده کنند؟

چرا راهکاری نو و کارساز را برای مقابله به مثل کردن و رویارویی با همسایگان ِ مغرض، بداندیش و ایران ستیز در  پیش نمی گیریم؟

چرا نباید یکبارهم دیدگاه فرزندان " ایران " ، فرزندان این مادر زجر کشیده در دوره های گوناگون هنگامه این سرزمین ، مادر نسلهای گذشته، اکنون و آینده، مادری که در دوره های گوناگون ، فرزندانش را در دامان امن خود با همه دشواری ها پرورانده و فرزندانش  نیز سربلندیهای زیادی برایش به ارمغان آورده اند را جویا شد؟

چرا می پنداریم که آمارمندان و مسئولین این آب وخاک جدای از فرزندان این مادر پیر زجرکشیده هستند و همگی را به چشم بد می نگریم؟

این فرزندان و آمارمندان نیز باید آن رامش و آسودگی خیال و اجازه پیشنهاد راهکار را به دیگر هم میهنان و هموندان خود بدهند و در یک فرا خوان ملی دیدگاه های  آنها را در رویارویی با این گونه ایران ستیزی ها و بغض و بداندیشی ها و چشم داشت ها جویا شوند.

چرا باید آنقدر مسامحه سیاسی هزینه کنیم که یک ایرانی زاده اصفهانی زاده بی ریشه و تازی نگر به نام " ولید الطبطبایی "  که پاد (ضد) ایرانی ترین نماینده پارلمان کویت است درباره آبخوست های (جزایر)  سه گانه ایران، کاسه از آش داغ تر شود تاجایی که  سخت تر از اماراتی های داونده ( مدعی) این آبخوست ها (جزایر) ، بر وابستگی آنها به امارات پافشاری کند؟  

چرا باید پادشاه عربستان سعودی در برشی از زمان به خود اجازه این جسارت را بدهد که به ایران کهن ریشه دوانده در دل هنگامه این گوی خاکی  دشنام داده و موجودیتش را زیر سایه بدگمانی ها ببرد؟

باید به این فرد متکبر و خودبزرگ بین ، "پادشاه عربستان "، که نمونه ای از روزگار جاهلیت و نادانی در تاریخ بوده، تاجایی که شایستگی بررسی و پژوهش در باره این سرزمین آریایی را هم ندارد یادآور شد؛

در زمانی که با سرافرازی ، فرزندان دختر را زنده به گور می کردند و در بیابانهای تف دیده عربستان به راهزنی می پرداختند و برده داری و بت پرستی یکی ازسرافرازیهایشان بود، همزمان با این دوران تاریک جاهلیت و نادانی در شبه جزیره عربستان، در ایران که به گفته وی شایستگی و لیاقت موجودیت و هستی در جهان را ندارد، همگان ایزد یکتا را پرستش می کردند و برده داری معنایی نداشت و بر بزرگواری انسانی انسانها ارج گذاشته می شد و زنان همچون مردان در کارهای اجتماعی شرکت داشتند و نخستین منشور حقوق بشر بدست کوروش بزرگ هخامنشی که به پدر حقوق بشر شناخته شده است در جهان نهادینه شد و بسیاری دیگر که در حوصله این نوشتار نمی گنجد.

اکنون باید این امیرتازی بیابان نشین دیروز و کاخ نشین امروز، نیم نگاهی به هنگامه گذشته کشورش بیندازد تا پنداره و مفهوم موجودیت و نبود موجودیت برایش معنا شود.

بر ما فرزندان این خاک پاک اهورایی است که نگذاریم بیش از این بر پیکره مام میهن و گنجینه های ارزشمند آن خراش وارد شده و بی حرمتی وجسارت از جانب بیگانگان ایران ستیز بر آن روا گردد.

بر ماست که بر بداندیشان و ناکسان بفهمانیم که ما نیزاز برادران و هم خونان  آرش ها، کاوه ها ، بابک ها و دیگر پهلوانان و تهمتن های این مرز و بوم هستیم.

آستانه بردباری و تحمل ما هم مرز و کرانی دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 خرداد1390ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

گیاه Queen of the Andes یا "ملکه آندس" گیاهی نایاب است که در طول زندگی خود هر 80 تا 100 سال یکبار گل می دهد.

  این گیاه عجیب تنها چند هفته قبل از مرگش گلدهی را آغاز می کند، اما تا قبل از گل دادن نیز حضوری با ابهت در میان طبیعت دارد زیرا این گیاه در زیستگاهی خشن و کوهستانی در پرو و بولیوی رشد کرده و گاه ارتفاع آن به 12 متر نیز می رسد.

594209_orig.jpg

اکنون "ملکه آندس" رو به انقراض گذاشته است و گروه خیریه ای در بولیوی در تلاش است آن را از انقراض نجات دهد.  بر اساس گزارش اتحادیه بین المللی محافظت از محیط زیست دلایل انقراض این گیاه زیبا از بین رفتن زیستگاه و کاهش یافتن تنوع ژنتیکی در میان نسل این گیاه است.

594211_orig.jpg

برخی از مطالعات میدانی نشان داده اند این گیاه مواد غذایی مورد نیاز خود را از فضولات پرنده هایی تامین می کنند که برای تغذیه از گلها به آن نزدیک می شوند. اما گاه پرنده های گرسنه به شاخ و برگهای خاردار این گیاه گیر کرده و می چسبند، خارهایی که بیشتر به مجموعه ای از چنگالهای رو به جلو شباهت دارند تا خارهای معمولی یک گیاه.

594210_orig.jpg

به گفته "آنتونیو لامب" یکی از متخصصانی که در تلاش است این گونه گیاهی را از انقراض نجات دهد، در صورتی که دست فردی به خارهای این گیاه گیر کند، اگر با احتیاط دست خود را جدا نکند خارها به راحتی دست او را از هم دریده و جراحت عمیقی به وجود خواهند آورد. افراد محلی نیز از این گیاه دل چندان خوشی ندارند زیرا بارها شنیده اند که گوسفندان و دیگر دامهایشان به همین شکل به دام این گیاه عجیب افتاده اند.

594208_orig.jpg

تنها زیستگاه ملکه آندس در پرو و بولیوی و در ارتفاع سه تا چهار هزار و 800 متری است. از این رو گیاه برای رشد و نمو نیازمند زمانی است که بتواند در چنین زیستگاه خشنی به جمع آوری و ایجاد منابع غذایی بپردازد تا بتواند در نهایت تولید مثل کرده و گل بدهد از این رو روند گل دادن این گیاه بسیار کند بوده و می تواند 50 تا 100 سال به طول بیانجامد.

بر اساس گزارش نشنال جئوگرافی، اما یکبار گل دادن این گیاه بسیار پرحاصل خواهد بود زیرا در همان یک بار بیش از ده میلیون دانه تولید خواهد شد در حال حاضر در حدود 800 هزار نمونه از این گیاه در پرو و 35 هزار نمونه از آن در بولیوی وجود دارند اما این تعداد با سرعتی نگران کننده در حال کاهش است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

پس از گذشت 12سال کاوش به نکات جالبی در مورد مقوله جمعیت شهر سوخته دست یافتیم. برای نمونه دریافتیم که نسبت جنسی زنان در شهر سوخته...
 
شهر سوخته محوطه‌ای باستانی در 65 کیلومتری راه زابل به زاهدان با بیش از پنج هزار سال قدمت بزرگترین محل استقرار شهرنشینان در نیمه شرقی فلات ایران نمونه‌ای منحصر به فرد و حکایت‌گر واقعی علم، صنعت و فرهنگ دوره سیستان است. این شهر در یک مقطع زمانی، حدود هزار تا هزار و دویست سال بین سالهای 3200 تا 3000 پیش از میلاد مسکونی بوده است. شهر سوخته در هم‌جواری یکی از دلتاهای رود هیرمند و از مهمترین مراکز دوران مفرغ در شرق ایران محسوب می‌شود. این منطقه از پنج بخش گورستان، منطقه مسکونی، بناهای یادمانی، صنعتی و بخش مرکزی تشکیل شده است. در این مجال به تبیین برخی از حوزه‌های مطالعاتی در این شهر چندهزارساله می‌پردازیم که درپی می‌آید:
 
کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی ‌بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در مورد این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت.
 
در سال‌های پس از  انقلاب  هیأتی ایرانی به سرپرستی سید منصور سید سجادی دور جدیدی از کاوش‌ها در این منطقه را آغاز کرد. شهر سوخته با فعالیت باستان شناسان و محققان در 12 فصل کاوش به جهانیان معرفی شد. البته کارشناسان معتقدند که تاکنون با انجام این 12 فصل کاوش تنها چند درصد از شهر سوخته مورد حفاری و تحقیق قرار گرفته است. آثار به‌دست آمده از فصول مختلف کاوش در شهر سوخته وجود علوم و صنایع مختلف در این مکان را ثابت کرده است.
 
علم ریاضیات، صنعت جواهرسازی، انواع بازی‌های فکری، پیشرفت در علم پزشکی با انجام نخستین عمل جراحی مغز و سزارین و دامداری نمونه‌ای از دستاوردهای ساکنان سرزمین سیستان و به ویژه شهر سوخته در پنج هزار سال قبل محسوب می‌شود. البته دوره‌های دوم و سوم عصر مفرغ از دوره‌‌های شکوفایی شهر سوخته به‌شمار می‌روند.
وجود اشیاء و سنگ‌هایی که مواد اولیه آنها متعلق به منطقه شهر سوخته نیست حکایت از آن دارد که شهر سوخته در دوره‌ای که مردم در آنجا سکونت داشته‌اند با تعدادی از شهرها و مراکز باستانی هم زمان روابط اقتصادی محکمی ‌داشته است. تحقیقات انجام شده بر روی آثار کشف شده از مناطق مسکونی و گورستان شهر سوخته نشان می‌دهد که مردم در چهار دوره استقراری بین سال‌های 1800 تا 3200 قبل از میلاد در این شهر سکونت داشته اند. یکی از دلایل نام‌گذاری شهر سوخته به این نام، سوختن شهر طی دو مرحله در حدود سال‌های 2700 و 2400 قبل از میلاد ذکر شده است.
 
عمده فعالیت باستان شناسان و محققان کاوش در گورستان، بناهای یادمانی و مناطق مسکونی متمرکز است. تاکنون باستان شناسان در طول فصول کاوش تنها توانسته‌اند درصد کمی ‌از این شهر باستانی را مورد کاوش و تحقیق قرار دهند. اما تاکنون گسترش چنین محدوده عظیمی ‌در مورد شهرهای پیش از تاریخی شناسایی نشده است به همین دلیل شهرسوخته تاکنون بزرگترین محدوده فرهنگی تاریخی شهرهای پیش از تاریخی را به خود اختصاص داده است.
 
بافت جمعیتی شهر سوخته
به گفته انسان باستان ‏شناس هیأت باستان‏شناسی شهرسوخته "براساس بررسی‌های نهایی انجام شده بر روی بافت جمعیتی و با توجه به کاوش‌ها و مساحت فعلی برآورد شده شهر سوخته، جمعیت این منطقه در دوره پیش از تاریخ، حداکثر 600 خانوار پرجمعیت بوده است."
 
فرزاد فروزانفر با اشاره به بررسی‌های انجام شده برروی بافت جمعیتی 12فصل کاوش شهر سوخته می‌افزاید: "درحالی که پیش از این حداکثر جمعیت شهر سوخته پنج هزار نفر تخمین زده شده بود اکنون به این نتیجه رسیدیم که بیش از شش هزار نفر جمعیت در این منطقه زندگی ‌می‌کرده‌اند. همچنین براساس برآوردهای یاد شده می‌توان نتیجه‌گیری کرد که حداکثر تدفین‌های انجام شده در شهر سوخته موجود 30 هزار تدفین بوده است."
این دکترای باستان شناسی درادامه خاطرنشان می‌کند: "پس از گذشت 12سال کاوش به نکات جالبی در مورد مقوله جمعیت شهر سوخته دست یافتیم. برای نمونه دریافتیم که نسبت جنسی زنان در شهر سوخته بیشتر از مردان بوده است از سویی دیگر دراین میان، برخی افت‌های جمعیتی قابل توجه رخ داده است. چرا که با توجه به نوع فعالیت مردم در دوره‌های پیش از تاریخ، بخش عمده‌ای ازنقل و انتقالات و رفت و آمد توسط مردان صورت می‌گرفته است."
 
بررسی‌های انجام شده بیانگر این حقیقت است که مرگ و میر مردان شهر سوخته در سنین جوانی و حدود 35 تا 45 سالگی رخ داده است. فروزانفر ادامه می‌دهد:" در مقابل مردان، اگرچه مواردی مرگ و میر در نوجوانی زنان ساکن در شهر سوخته مشاهده شده است اما در برخی موارد مرگ و میرهایی درسنین 80 سالگی نیز داشته‌اند بنابراین زنان ساکن درشهر سوخته بیشتر از مردان عمر داشته‌اند.
البته در مورد علت مرگ و میر در شهر سوخته و نیز بررسی نهایی کودکان که عمر آنان از یک سالگی تا 12 سالگی برآورد شده و نیز نوزدان شهرسوخته به اظهار نظر قطعی دست نیافته‌ایم."
اهمیت دوره پیش از تاریخ شرق فلات ایران پس از کاوش‌های صورت گرفته در سیستان و بلوچستان به خوبی آشکار می‌کند که شهر سوخته یکی از بزرگترین شهرهای عصر مفرغ در فلات ایران است. این شهر در عصر مفرغ از یک سو حلقه ارتباطی میان تمدن‌های شبه قاره هند و میان رودان و از سویی دیگر رابط تمدن‌های آسیای مرکزی با جنوب خلیج فارس و دریای عمان بوده است.
 
براساس کاوش‌های باستان‌شناختی در شرق فلات ایران تغییرات مهمی ‌در نظریات باستان‌شناختی غرب آسیا پدید آمد و تقریباً مسلم شد که نه تنها تهیه، تولید و مصرف مواد غذایی بلکه تمامی ‌امور معیشتی ساکنان این منطقه در سایه تغییرات اجتماعی محیطی بوده است. همچنین مطالعات انجام شده بروی بقایای اسکلتی در شهر سوخته نشان داده که پاره‌ای از بیماری‌ها و فشارهای گزینشی متأثر از محیط و هنجارهای فرهنگی در غالب الگوهای زیستی میان اهالی شهر سوخته شایع بوده است.
تحقیقات صورت گرفته برروی 35 نمونه دندان انسان، شش نمونه استخوان جانوری شهر سوخته با استفاده از نرم افزارهای آماری نشان می‌دهد که الگوی غذایی میان مردان و زنان متفاوت نیست و مصرف پروتئین حیوانی در میان ساکنان از میزان کافی برخوردار نبوده بنابراینن چنین به نظر می‌رسد که اهالی شهر سوخته برای جبران این کمبود از منابع پروتئین نباتی مانند حبوبات و غلات استفاده می‌کرده اند.
 
حرفه مردمان شهر سوخته
شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات بدست آمد. 
باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور درباره روش‌های ساخت ورقه‌‌ها و مفتول‌های طلایی به تحقیق پرداخته و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحه‌های طلایی بسیار نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لوله‌های استوانه‌ای درمی‌آوردند و پس از اتصال دوسوی ورقه‌ها به یکدیگر مهره‌های سنگ لاجورد را در میان آن قرار می‌دادند.
 
کارشناسان معتقدند تکنیک‌های بکار رفته در شهر سوخته با کارهای مصریان باستان مشابهت دارد. در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه‌بافی در آنجاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه‌ یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف‌ هامون سبد و حصیر می‌بافته و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌کردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط گمنام  | 

در میدان ستونها در کوی هفت دستگاه هفت قندیل در کنار همدیگر قرار گرفته اند که با ضربه زدن به هر کدام صدای یک نت موسیقی به گوش میرسد ...
 
ما در این مجموعه سعی داریم به اجمال غارهای دیدنی ایران را معرفی کنیم و در آینده برآنیم به تفصیل غارهای ایران را برای دوستداران طبیعت و جاذبه های ایران معرفی کنیم تا به این وسیله بستری برای  آشنایی بیشتر  با جاذبه های توریستی ایران فراهم کنیم .

چال نخجیر

چال نخجبر در8 کیلومتری شمال نراق در استان مرکزی قرار گرفته است.جزو غارهای مرطوب افقی می‌باشد.قدمت آن به 70 میلیون سال قبل ودوره سوم زمین شناسی بر می‌گردد.حدود 18 سال قبل کشف شده است.14 کیلومتر از دالانهاو راهروهای آن ایمن سازی شده و1200متر آن کف سازی ونورپردازی شده و آماده بازدید برای عموم میباشد.
  درون غار عموما"کریستالیزه بوده ودیواره های آن پوشیده از اسفنج بلورین است.غار دارای دالانها،دهلیزها،کریدورها و ترازهای متعدد و حوضچه های آب زیبایی می‌باشد.نمونه های نادر رسوبات دولومیتی به مقدار قابل توجهی به صورت لایه های سفید کف این مسیر ها را پوشانده اند.در عمق 60 متری از دهانه غار و در فاصله 140 متری آن دریاچه عمیقی وجود دارد.

علیصدر

در75 کیلومتری شمال غربی همدان و درمجاورت روستای علیصدر از توابع کبودر آهنگ واقع شده است .زمان شکل گیری آن مربوط به دوران دوم زمین شناسی می‌باشد . غار علیصدر از سال 1342 مورد کاوش قرار گرفته وتا بحال 12.4 کیلومتر آن شناسایی شده است. این غار بزرگترین غار آبی دنیا میباشد واز معدود غارهایی است که براحتی می‌شود در آن قایقرانی کرد.آب آن ازقناتها و چشمه های زیرزمینی منشا گرفته است. 2.7 کیلومتراز گذرگاهها ایمن سازی و نورپردازی شده وآماده بازدید عموم می‌باشد.محوطه اصلی غار از  شمار زیادی تالار بزرگ وکوچک پیچ درپیچ شکل گرفته است که بوسیله راهروها و دالانها به هم متصل شده اند.سقف غار که در مناطقی به ارتفاع 10 متراز سطح آب می‌رسد از رسوبات کربنات کلسیم خالص  و مخلوط به اشکال مختلف تزیین شده است.
قوری قلعه

در فاصله 87 کیلومتری کرمانشاه به سمت پاوه به عمیق ترین  غار آسیا می‌رسیم که عمرش به 65 میلیون سال می‌رسدوحدود 30سال قبل مورد شناسایی قرار گرفته است. این غار بیشتر شبیه یک تونل میباشد که از زیر آن آب با عمق حدود 2متر جاری میباشد .فعالیتهای رسوبات آهکی منجر به تشکیل استلاکتیت ها واستلاگمیت های بسیار زیبا و تالارهای متعددومسیرهای دیدنی گردیده است.طول این غار 13 کیلومتر وستون  فقرات آن 3140 متر میباشد و در حال حاضر حدود 500 متر آن ایمن سازی  ونور پردازی شده است که شامل تالارهای مریم وکوهان شتر می‌باشد . آماده بازدید عموم می‌باشد . قسمت های دیگر مسیر برزخ که از نقاط خوفناک غار می‌باشد وتالارهای بلور وعروس می‌توان نام برد.
  ازخصوصیات این غار وجود آثار زندگی از حدود 8 هزار سالا قبل تا بحال در این محل می‌باشد.که از آنها می‌توان از جمجمه مربوط به دوره پارینه سنگیٰ، 2 قطعه شیی کتیبه دار دوره ساسانی،ظروف نقره ای بیضی ومدور که منقوش به پرندگان در حال شکار و طرح اسطوره ای شیر ، نقش تزیینی اسلیمی ‌و گل های لوتوس ،نام برد.
کتله خور

در 80 کیلومتری جنوب خدابنده در دامنه کوه ساقیزلو در جنوب شرقی شهر گرماب از استان زنجان قرار گرفته است.این غارکه  در 100 کیلومتری غار علیصدر ودر راستای آن قرار گرفته و عمری معادل آن دارد . در ابتدا حاوی آب بوده ولی تشکیل طبقات منجر به نفوذ آب به طبقات زیرین شده وبه غاری تقریبا" خشک تبدیل شده است.
  غار در سال 1340 توسط کمالی زنجانی به ثبت رسیده ودر سال 1365 مورد کاوش اساسی قرار گرفته است و تا بحال حدود 30 کیلومتر از دالانهای متعدد آن شناسایی شده ومسیری تقریبا"2 کیلومتری برای بازدید آماده میباشد . رسوبات آهکی زیبایی که در بعضی نقاط به هم رسیده و نقش ستون را برای غار بازی میکنند در دالانها ودهلیز ها وتالارهای غار خودنمایی میکنند . میدان شیر خوابیده،میدان بیستون، میدان چهل ستون،سه راهی کوهی،میدان پنج شیر تالار عروس....قسمتی از زیباییهای این غار است.در میدان ستونها در کوی هفت دستگاه هفت قندیل در کنار همدیگر قرار گرفته اند که با ضربه زدن به هر کدام صدای یک نت موسیقی به گوش میرسد
غار کتله خور از غارهای منحصر بفرد چند طبقه دنیا مباشد تا بحال 3 طبقه آن شناسایی شده وگمان می‌برند که 7 طبقه داشته باشد.استلاکتیت ها واستلاگمیت های در گذرگاههای غار دیده می‌شود که در رنگهای مختلف وبطور شفاف دیده میشود که مورد اخیر از اختصاصات کتله خور میباشد.100 متر ابتدایی غار محل زندگی انسانهای نخستین بوده و80 اسکلت از آنها که پیدا شده همچنان در این محل نگهداری می‌شود.
سهولان
 

این غار در 35 کیلومتری شهرستان مهاباد ودر جاده مهاباد –بوکان از استان اذربایجان غربی قرار گرفته است . قدمت آن به دوران دوم زمین شناسی وحدود70 میلیون سال قبل می‌رسد . در زبان کردی سهول به معنای یخ می‌باشد و کنایه ای از زمستانهای سخت محل می‌باشد.
اولین بار زاک مورگان 90 سال قبل با کمک اهالی محل از راه آبی وارد شده واز سمت خشکی خارج شده است ونقشه ای از آن کشیده که تا حدودی با آن مطابقت دارد.بعدا"در سالهای1350و1370بار دیگر غار مورد شناسایی قرار گرفته است . این غار از انواع آبی –خاکی میباشد که300متر از مسیر آبی و250متر از مسیر خشکی آن کشف گردیده است.
غار در ارتفاع 2000 متری قرار گرفته و هوایی سرد و مرطوب دارد از دهانه ورودی لانه کبوتران  که وارد می‌شویم باید 106 پله به سمت پایین رفته تا به اسکله قایقها برسیم و با آن از سه تالار و راهرو گذشته و در طی مسیر از رسوبات آهکی که به اشکال متنوع و زیبا شکل گرفته اند مثل خوشه انگور،هشت پا،لاکپشت، دلفین و.. تا به تالار اصلی که چهارمین و بزرگترین تالار می‌باشد برسید که، ارتفاع سقف حدود 50 متر .25 متر عمق دریاچه و500متر وسعت آن می‌باشد وپس از آن به قسمت خشکی ودالانهای تنگ و باریک رسیده و از دهانه فرعی  کونه مانلان پس از بالا رفتن از 170 پله خارج می‌شوید.
  پیداشدن سفالهایی مربوط به دوره اشکانی وجام مسی پیه سوز دوره ایلخانیان نشانه های استفاده از این غار از قدیم الایام می‌باشد در دوره معاصر نیز روستا ییان بخاطر تجاوزات روسها مدتی در این غار زندگی  کرده اند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط گمنام  |